اهمیت توازن میان دانش، خدمت و خانواده/ دانشجویان؛ ظرفیتی بالقوه برای تقویت علم در دانشگاه
وب دا: مسیر موفقیتهای علمی، همواره در پشتصحنهای از حمایتهای بیدریغ شکل میگیرد. دکتر عباسعلی زراعتی، پزشک و متخصص برجسته، از چالشهای حرفه پزشکی و دشواریهای مسیر درمان سخن میگوید؛ روایتی که در آن، مدیریت هوشمندانه خانواده و تکیه بر نگاهی امیدوارانه، کلید عبور از بحرانهاست. این پزشک با سابقه علاوه بر ترسیم نگاهش به مسائل اجتماعی و حرفهای، بر تأثیر فضای خانوادگی در رشد علمی خود می گوید و از روزمرگیهایش در میان درمان، آموزش.
داستانِ یک مسیر: از دبستان منصف تا دانشکده پزشکی مشهددکتر زراعتی در سال ۱۳۴۷ در بیرجند چشم به جهان گشود. دوران کودکی او با خاطرات مدرسه منصف که بعدا به نام شهید سندروس تغییرنام یافت، راهنمایی «فرزان» و دبیرستان «چمران» گره خورده است. اما نقطه عطف زندگی او در سال ۱۳۶۵ رقم خورد؛ زمانی که با قبولی در رشته پزشکی عمومی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، با شهر مقدس مشهد گره خورد. او پس از اتمام دوره عمومی، با کولهباری از تجربه حاصل از خدمت در مناطق قوچان و درگز، راهی زاهدان شد تا تخصص داخلی خود را تکمیل کند. با این حال، شوقِ درکِ پیچیدگیهای کلیه او را رها نکرد؛ در نهایت بین سالهای ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۳، دوره فوقتخصص نفرولوژی را در مشهد پشت سر گذاشت.سه دهه خدمت در قامت یک استاداز سال ۱۳۸۳، زمانی که به عنوان عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی مشهد ردای استادی را بر تن کرد، تالار بیمارستانهای آموزشی برای او به خانهای دوم تبدیل شد. دکتر زراعتی طی ۱۰ سال فعالیت در جایگاه «معاونت آموزشی گروه داخلی»، نه تنها به درمان بیماران پرداخته، بلکه بذرهای دانش را در ذهن دستیاران تخصصی و دانشجویان پزشکی کاشته است.پژوهش؛ فراتر از اعداد و ارقام در کارنامه علمی دکتر زراعتی، بیش از ۱۰۰ مقاله پژوهشی در مجلات معتبر بینالمللی و داخلی میدرخشد. اما او تنها به نگارش مقاله بسنده نکرده است؛ تألیف کتب در زمینههای «مدیریت مسمومیتها»، «عوارض بیماران پیوندکلیه»، «سنگهای ادراری» گایدلاین دیالیز در مسمومیتها و «آموزش تخصصی دیالیز برای پرستاران»، نشان از نگاه جامع او به چرخه درمان دارد.میراثی ماندگار: مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه شاید برجستهترین یادگار علمی او، تأسیس «مرکز تحقیقات عوارض پیوند کلیه» باشد.
دکتر زراعتی که به همراه تیمی از اساتید برجسته (دکتر مهدوی، دکتر مجاهدی و سایر همکاران) این مرکز را بنا نهاده، میگوید: «اگرچه نام مرکز محدود به عوارض پیوند کلیه است، اما ما در عمل به طیف گستردهای از بیماریهای کلیوی میپردازیم.»این مرکز امروز به دلیل دارا بودن «رجیستری پیوند کلیه» در بیمارستان منتصریه، گنجینهای از دادههای بالینی است. برای دکتر زراعتی، این اطلاعات تنها یک بانک داده نیست، بلکه «خونِ جاری در رگهای تحقیقات» است که بستری فراهم آورده تا دانشجویان و پژوهشگران بتوانند با تکیه بر اطلاعات واقعی بیماران، افقهای تازهای در درمان بیماریهای کلیوی بگشایند.دکتر زراعتی، امروز همچنان در همان مسیرِ دیرین قدم برمیدارد؛ جایی که آموزش، پژوهش و درمان، مثلثی را تشکیل دادهاند که مرکز آن چیزی نیست جز «بهبودی بیماران».
درمان، آموزش، پژوهش؛ سهگانهای که در یک مسیر به هم میرسنددر نگاه دکتر زراعتی، استاد نفرولوژی دانشگاه علوم پزشکی مشهد، بیمار تنها دریافتکننده خدمات درمانی نیست؛ او میتواند همزمان به منبعی برای آموزش، و حتی نقطه آغاز یک پژوهش علمی تبدیل شود. از همین زاویه است که او معتقد است در دانشگاههای علوم پزشکی، اگر درمان بر پایه علم و تجربه درست پیش برود، آموزش و پژوهش نیز در دل همان فرایند جان میگیرند.دانشجویان و پژوهشگران با مراجعه به مرکز تحقیقات، میتوانند از دادههای بالینی موجود بهره ببرند. به گفته دکتر زراعتی، اساتید این مرکز نیز در تمام مراحل، از طراحی طرح پژوهشی و تهیه پروپوزال گرفته تا راهنمایی برای اجرای تحقیق، همراه دانشجویان هستند تا مسیر انجام پژوهش برای آنان سادهتر و سریعتر شود.دکتر زراعتی با اشاره به ظرفیت بالای این مجموعه در حوزه بیماریهای کلیه میگوید: با توجه به تعداد قابل توجه بیماران دیالیزی، بیماران پیوند کلیه و بیماران مبتلا به بیماریهای مختلف کلیوی، بستر بسیار مناسبی برای انجام تحقیقات علمی در این حوزه وجود دارد. افزون بر آن، در زمینههای مرتبطی مانند اورولوژی، سنگهای کلیه، عفونتهای ادراری و دیگر بیماریهای دستگاه ادراری نیز امکان انجام مطالعات پژوهشی فراهم است؛ ظرفیتی که میتواند به توسعه فعالیتهای تحقیقاتی در حوزه کلیه و مجاری ادراری کمک جدی کند.به گفته این استاد نفرولوژی، از حدود سالهای ۱۳۹0 این فعالیتها شکل منسجمتر و سازمانیافتهتری پیدا کرد و همین موضوع زمینه را برای گسترش تحقیقات و همکاریهای علمی بیش از پیش
فراهم ساخت. اما نگاه او به نسبت میان آموزش، پژوهش و درمان، نگاهی متفاوت از برخی دیدگاههای رایج در فضای دانشگاهی است. او در اینباره معتقد است که هرچند برخی آموزش را در اولویت نخست میدانند و پس از آن پژوهش و درمان را قرار میدهند، اما در عمل باید درمان را نقطه آغاز دانست؛ البته درمانی که اصولی، علمی و مبتنی بر دانش روز باشد.
دکتر زراعتی توضیح میدهد: وقتی بیماری به شکل درست و علمی درمان شود، همان فرایند درمان خود به نوعی آموزش تبدیل میشود. دانشجویان و دستیاران در کنار این روند، تجربه بالینی کسب میکنند و از دل همین مواجهه، هم آموزش شکل میگیرد و هم زمینههایی برای پژوهش فراهم میشود. به این ترتیب، درمان، آموزش و پژوهش در عمل از هم جدا نیستند و به یکدیگر پیوند میخورند. به باور او، یک بیمار اگر درست و علمی درمان شود، میتواند به یک منبع آموزشی کامل تبدیل شود؛ از مباحث فیزیوپاتولوژی برای دانشجویان علوم پایه گرفته تا آموزشهای پیشرفتهتر برای سطوح بالاتر.
دکتر زراعتی همچنین بر نقش تنوع بیماران در دانشگاههای علوم پزشکی تأکید دارد و میگوید: مواجهه با بیماریهای گوناگون، از جمله بیماریهای شایع، برای آموزش بالینی بسیار ارزشمند است؛ زیرا هرچه پزشک تعداد بیشتری از این بیماران را ببیند، مهارت و تسلط بالینی او افزایش پیدا میکند.او برای مثال به دوره سهماهه حضور یک اینترن در بخش داخلی اشاره میکند و معتقد است هرچه در همین زمان محدود، مواجهه با بیمار بیشتر باشد، یادگیری عملی نیز عمیقتر و مؤثرتر خواهد بود. از همینرو، او بر این باور است که بار درمان در دانشگاه نهتنها نباید به عنوان یک مشکل دیده شود، بلکه اگر بر پایه منابع معتبر و روشهای علمی انجام شود، میتواند موتور محرک آموزش و پژوهش نیز باشد.به بیان او، درمان باید در اولویت نخست قرار گیرد؛ درمانی که بر اساس منابع معتبر و آخرین راهنماهای علمی انجام شود. در چنین شرایطی، نهفقط بیمار بهدرستی درمان میشود، بلکه همان فرایند، به یک بستر قوی برای آموزش و پژوهش نیز تبدیل خواهد شد. او بر این باور است که امروزه با دسترسی گسترده به منابع اینترنتی و ابزارهای هوش مصنوعی ، مسیرِ پژوهش هموارتر از هر زمان دیگری است.نقشه راه برای آینده؛ استفاده از ظرفیت دانشجویان اما پیشنهاد دکتر زراعتی برای شکوفایی بیشتر پژوهش چیست؟ او «مدیریت هوشمندِ استعدادها» را کلید اصلی میداند« ما با انبوهی از دانشجویان مشتاق روبرو هستیم. استاد میتواند با تعریف عناوین پژوهشی از دلِ بانکهای اطلاعاتیِ موجود (مانند رجیستری پیوند کلیه)، و واگذاری آنها به دانشجویان، خروجیهای علمی را چندبرابر کند.»
دکتر زراعتی توضیح میدهد که در این مدل، استاد به عنوان «هدایتگر» و «نویسنده مسئول» عمل میکند و دانشجو به عنوان «نویسنده اول» در فرایند تولید مقاله مشارکت فعال دارد: او تأکید میکند که توازن بین طرحهای «کوتاهمدت» و «بلندمدت» (مطالعات کلینیکی چندساله) ضرورت دارد. در نگاه دکتر زراعتی، دانشگاه موفق دانشگاهی است که در آن درمانِ «بیمار»، آغازی برای یادگیریِ «دانشجو» و کشفِ «پژوهشگر» باشد؛ مثلثی که ضلعِ قویِ آن در دستانِ استادی است که یاد گرفته چگونه از دلِ هر کیسِ درمانی، چراغی برای علم روشن کند.
دکتر زراعتی در ادامه گفتوگو تأکید میکند که دانشگاهها باید روی دانشجویان سرمایهگذاری کنند. به باور او، وقتی دانشجو بداند در یک پروژه پژوهشی نامش به عنوان نویسنده درج میشود، معمولاً با علاقه و انگیزه بیشتری وارد کار میشود و مشارکت مؤثرتری خواهد داشت و در عمل روشن شده که حتی با تعداد محدودی بیمار هم میتوان پژوهشهای ارزشمندی انجام داد در ادامه به یک ظرفیت مغفول دیگر هم اشاره میکند: پایاننامههای فراوانی که در دانشگاه انجام شدهاند اما هیچگاه به مقاله علمی تبدیل نشدهاند.
به اعتقاد دکتر زراعتی، اگر این پایاننامهها در مراکز تحقیقاتی جمعآوری و بازبینی شوند، بسیاری از آنها قابلیت تبدیل شدن به مقاله را دارند. او میگوید در مرکز تحقیقات آنها نیز این امکان وجود دارد که پایاننامههای انجامشده با اساتید حوزه کلیه دوباره بررسی شوند و از دل آنها مقاله استخراج شود.جمعبندی نگاه او روشن است: باید از ظرفیت دانشجویان به شکل جدی استفاده شود. اگر دانشجو بداند نامش در مقاله درج میشود و حاصل کارش دیده خواهد شد، با انگیزه بسیار بیشتری کار میکند. به باور او، بسیاری از دانشجویان علاقهمند به مشارکت در پژوهش هستند و فقط باید مسیر برایشان مشخص شود. او حتی با نگاهی انتقادی به گذشته میگوید شاید در برخی موارد انرژی زیادی صرف کارهایی شده که میتوانست سادهتر پیش برود، در حالی که با هدایت درست دانشجویان علاقهمند و استفاده از دادههای موجود، میتوان از پشت میز کار و با مدیریت علمی مناسب، پژوهشهای ارزشمند فراوانی انجام داد و تولید علمی دانشگاه را بهطور قابل توجهی افزایش داد.
در بخش دیگری از گفتوگو، وبدا از دکتر زراعتی میپرسد از نگاه او یک استاد موفق در فضای آموزشی، پژوهشی و درمانی دانشگاه چه شاخصههایی دارد. او در پاسخ، پیش از هر چیز به این نکته اشاره میکند که اصول کلی این موضوع برای همه تا حد زیادی روشن است، هرچند خودش را هرگز یک استاد کاملاً موفق نمیداند. با این حال، بر پایه تجربه سالهای تدریس و فعالیت دانشگاهی، چند ویژگی را برجسته میکند. به باور او، اخلاق خوب نخستین و مهمترین ویژگی یک استاد است. برخورد مناسب، احترام به دانشجو و داشتن رفتاری انسانی و محترمانه، گاهی حتی از مسائل علمی هم اثرگذارتر است؛ زیرا دانشجو پیش از هر چیز منش و رفتار استاد را در ذهن خود ثبت میکند. در کنار اخلاق، جدیت در کار اهمیت زیادی دارد؛ استاد باید برای آموزش وقت بگذارد و مسئولیت خود را با دقت انجام دهد. پشتکار و تلاش مستمر نیز از نظر او شرط اصلی موفقیت در تدریس، پژوهش و فعالیت علمی است.
دکتر زراعتی همچنین بر اهمیت دادن به دانشجو تأکید میکند. استاد باید برای دانشجو ارزش قائل باشد و به رشد او توجه کند. او معتقد است احترام گذاشتن به دانشجو تأثیر مستقیم بر کیفیت آموزش دارد، زیرا وقتی دانشجو احساس کند مورد احترام است، اعتمادبهنفس بیشتری پیدا میکند و با انگیزه بالاتری در کلاس و های علمی حضور مییابد. در کنار این موارد، او نظم را نیز از ویژگیهای اصلی یک استاد موفق میداند؛ نظمی که هم در تدریس، هم در برنامههای آموزشی و هم در فعالیتهای پژوهشی باید دیده شود تا روند کار علمی مؤثرتر پیش برود. به این ترتیب، از نگاه دکتر زراعتی، استاد موفق کسی است که مجموعهای از ویژگیها را همزمان در خود داشته باشد: اخلاق خوب، احترام به دانشجو، جدیت، پشتکار، نظم و توجه واقعی به آموزش. مجموعهای که به اعتقاد او، نه فقط در دانشگاه، بلکه در هر حوزهای میتواند زمینهساز موفقیت باشد.چالشها هستند، اما راهحل هم است.
در ادامه گفتوگو، دکتر عباسعلی زراعتی از واقعیتی میگوید که هر پزشک و دانشگاهی در مسیر حرفهای خود با آن روبهرو میشود: چالشها اجتنابناپذیرند. به گفته او، این دشواریها هم در فضای دانشگاهی وجود دارند و هم بهویژه در حوزه درمان و ارائه خدمات پزشکی خود را نشان میدهند. دکتر زراعتی یکی از مهمترین مشکلات همیشگی این حوزه را کمبود امکانات و تجهیزات پزشکی میداند. در کنار آن، گرانی آزمایشها و خدمات تشخیصی نیز از دیگر موانعی است که هم برای پزشک و هم برای بیمار مشکل ایجاد میکند؛ تا جایی که گاهی انجام برخی بررسیهای ضروری برای بیمار دشوار میشود. با این حال، از نگاه او اصل ماجرا در تصمیمگیری پزشک خلاصه میشود:پزشک باید همیشه به بهترین کار برای بیمار فکر کند.یعنی در کنار در نظر گرفتن شرایط موجود، امکانات در دسترس و محدودیتها، باید دید در همان شرایط چه راهی مناسبتر و مؤثرتر است. دکتر زراعتی باور دارد که حتی در شرایط کمبود نیز میتوان راه حل پیدا کرد، به شرط آنکه مسئله با دقت بررسی شود.او میگوید تقریباً برای همه مشکلات، راهحلهایی وجود دارد؛ مهم این است که انسان بنشینَد، فکر کند و مناسبترین گزینه را انتخاب کند. در این میان، تفکر واگرا و نگاه خلاقانه نقش مهمی دارند؛ یعنی مسئله باید از زوایای مختلف دیده شود تا بهترین راه ممکن به دست آید..
خانواده؛ تکیهگاه مسیر علمی و حرفهای
در پاسخ به پرسش وبدا درباره نقش خانواده در پیشرفت تحصیلی و شغلی، دکتر عباسعلی زراعتی تأکید میکند که خانواده نقشی بسیار مهم و تعیینکننده در مسیر زندگی او داشته است. به گفته او، بخش زیادی از امور خانه و مسئولیتهای خانوادگی را همسرش بر عهده داشته و همین همراهی باعث شده او بتواند با تمرکز بیشتری به فعالیتهای علمی و حرفهای خود بپردازد.او میگوید همسرش، که دبیر زبان بوده و در سال ۱۳۷۲ با او ازدواج کرده، همواره در کنار او بوده و نقش مهمی در مدیریت خانه و حمایت از خانواده ایفا کرده است. دکتر زراعتی همچنین از دو دختر خود یاد میکند: یکی از آنها اکنون دستیار تخصصی قلب است دختر دیگر پزشک عمومی است.این استاد با سابقه در ادامه به خانواده پدری خود نیز اشاره میکند و میگوید به گفته او، در خانواده آنها تحصیل اهمیت ویژهای داشته و فضای خانه به گونهای بوده که همه به درس خواندن و ادامه تحصیل تشویق میشدند..
دکتر زراعتی درباره اعضای خانواده پدری خود نیز توضیح میدهد: پدرومادرش که اکنون مرحوم شدهاند،. یکی از برادرانش متخصص ارتوپدی است. برادر دیگرش متخصص اطفال است برادر دیگری نیز دارد که جانباز جنگ و در است. همچنین یک خواهر دارد که در بیرجند زندگی میکند.
.در بخش دیگری از گفتوگو، وبدا از او درباره اوقات فراغت میپرسد. دکتر زراعتی میگوید فرصت فراغت چندان زیادی ندارد. از جمله علاقههای او دیدن فیلم ومطالعه رمانهای ادبی وگشت وگذاردرطبیعت است. البته در کنار همه اینها، مسئولیتهای کاری و زندگی همچنان جریان دارد. او یادآور میشود که تقریباً همه روزه بهجز پنجشنبهها از در مطب خود در میدان بیمارستان امام رضا، ساختمان پزشکان رازی حضور دارد.

